مثل هر بار برای تو نوشتم:
دل من خون شد ازین غم، تو کجایی؟و ای کاش که این جمعه بیایی!دل من تاب ندارد، همه گویند به انگشت اشاره، مگر این عاشق دلسوخته ارباب ندارد؟تو کجایی؟ تو کجایی...
و تو انگار به قلبم بنویسی:که چرا هیچ نگویندمگر این منجی دلسوز ، طرفدار ندارد ، که غریب است؟و عجیب استکه پس از قرن و هزارههنوزم که هنوز استدو چشمش به راه استو مگر سیصد و اندی نفر از شیفتگانش ، زیاد استکه گویندبه اندازه یک « بدر » علمدار ندارد!و گویند چرا این همه مشتاق ، ولی او سپهش یار ندارد!
جواب امام زمان:تو خودت!مدعی دوستی و مهر شدیدی که به هر شعر ج
برچسب:
نویسنده: ستایش پاکدل
شوهرشون دلبری
میکنن یاد بگیر خخخ
برچسب:
نویسنده: ستایش پاکدل